
پالام پولوم پیلیچ باز دست تو رو شدكه گرگ هستی و باید فرار را بكنیمبه جای دورتری از حیاط از خانهكنار جاده فرعی قرار را بكنیمبدون هر چه اضافیست پیش هر اتوبوسبایستیم و با هم سوار را بكنیمدرون صندلی سفت، پشت شیشه ی ماتدچار دلهره ها انتظار را بكنیمبه ناكجا برسیم از كجا ادامه دهیمدر ایستگاه سر شب قطار را بكنیمبا چشم های بسته تا ته جهان سفریدنبا گونه های خیس از شیطنتت خندیدناز تو به كوی كسی كه بوی كفن میدادجهان لیلی بود و جنسیتش رو نفهمیدن ... #پست مدرن #فاطمه اختصاری #معاصر...
ادامه مطلب